جمال الدين محمد الخوانساري

236

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

داده باشد ودر « 1 » بعضي نسخه‌ها بدل « الاحسان » « إلى من » « العفو ممّن » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه : بگردان پاداش نعمت خود را بر تو در گذشتن از كسى كه بد كرده باشد بسوى تو . 2469 ابذل مالك لمن بذل لك وجهه فانّ بذل الوجه لا يوازيه شيء . عطا كن مال خود را از براي كسى كه بكار برد از براي تو روى خود را پس بدرستى كه بكار بردن رو برابرى نمىكند با آن هيچ چيز ، مراد به « كار بردن رو از براي أو » اين است كه رو بيندازد باو وروى خود را كهنه كند بسبب آن وآبرو را بريزد ، وممكن است كه « بذل » دوّم نيز بمعنى عطا باشد وبمعنى اين باشد كه از براي كسى كه عطا كند از براي تو روى خود را ومراد باين نيز رو انداختن باشد كه مذكور شد ، وممكن است كه « يوازيه » بيا خوانده نشود بلكه « يوازنه » بنون خوانده شود وبنا بر اين معنى اين است كه : هم وزن نيست با آن هيچ چيز . 2470 ابذل معروفك للنّاس كافّة فانّ فضيلة فعل المعروف لا يعدلها عند اللّه سبحانه شيء . عطا كن يا بكاربر احسان خود را از براي مردمان همگى پس بدرستى كه فضيلت كردن احسان برابرى نمىكند با آن نزد خدا - كه پاك است أو - هيچ چيز . 2471 استشر عدوّك العاقل واحذر رأى صديقك الجاهل . مشورت كن با دشمن عاقل خود وحذر كن از رأى دوست نادان خود « 2 » زيرا

--> ( 1 ) از عبارت و « در بعضي نسخه‌ها ( تا آخر ) » فقط در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار ذكر شده است . ( 2 ) شبيه باين كلام شريف است آنچه سعدى سروده است : دوستى با مردم دانا نكوست * دشمن دانا به از نادان دوست دشمن دانا بلندت ميكند * بر زمينت مىزند نادان دوست .